هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

هشدار: بلاگ‌تکونی

/ بازدید : ۷۷

واقعا دیگه نمی دونستم عنوان رو چه بنویسم . سوالی که ذهن من رو مشغول کرده اینه که واقعا چرا داخل ایران توی ادارات افراد انگار با قاتل پدرشون در تماس هستن . مثلا میری یه اداره یه نامه رو پرس و جو کنی طرف اونقدر بد باهات تا میکنه که اذیت میشی . یا این قضیه مزخرف سیستم قطعه!

نمی‌دونم توی ایران چرا باید همیشه سیستم قطع باشه. اونم نه یه اداره ساده که بلکه همراه اول که اینقدر مدعی ارتباطه سیستمش قطعه! برای یه انتقال ساده یا برای یه کار ساده باید دو ساعت بایستی که متصدی بره پشت و ماکارونی‌شو بخوره و بعد بیاد بگه عهههه سیستم وصل شد!

از طرفی خبر خوش وزیر ارتباطات که عموما خبر بده و آدم نمی‌دونه دیگه چطور با ایران ارتباط بگیره و کلی برنامه‌نویس و کسایی که کار آی تی میکنن چطور نونشون آجر میشه و به دسته بی‌کاران می پیوندن. خلاصه که آقا همش باید اعصابمون خراب باشه . دیگه خودمون که میتونیم به خودمون رحم کنیم . نمیتونیم؟

کلا کسایی که اینترکشنی باهام نداشتن رو حذف کردم . کلا خونه تکونی کردم و از این به بعد می‌خوام بهینه وبلاگ بخونم . دیگه هرکسی رو نمی‌خونم چون وقتتم انقدر زیاد نیست که کسانی رو بخونم که من رو نمیخونن . وقتی مطلب کسی جذابیت نداره آدم مجبوره تبادل خوندن کنه و وقتی که تبادلی صورت نمی‌گیره من هم لزومی نمی‌بینم وقت بذارم و بخونم . برای همین اگر حذف شدین ناراحت نشید .

اگر بخونین من هم میخونم . گاهی باید آدم مثل جمع رفتار کنه و تافته جدا بافته شدن به ضرر آدم تموم میشه . وقتی که تبادل خوندن هست کسی که دل میذاره و با جان و دل بقیه رو می‌خونه احمق دیده میشه . پس دیگه احمق نمیخوام باشم . باهاتون حداحافظی میکنم و سعی میکنم این وقت رو بذارم تا وبلاگ‌های بهتر رو بخونم .

و اینکه دوستتون دارم . مرسی بهم نظر میدین .

راستی شما از تجربه تون بگین . شما هم مورد مشابه داشتین؟ تاحالا شده اداره ای برین که متصدیش طوری باهاتون حرف بزنه که انگار هفت جد و آبادشو از قبر کشیدین بیرون شستین؟ نظر بدین . به نظرتون باید متصدی ها بهتر رفتار کنن یا نه . آیا باید شغلشون رو عوض کنن یا حق دارن اینطوری رفتار کنن؟ آیا قطع بودن سیستم هم قسمتی از روال کاره؟

۱۳ ۳

محل تحصیل

/ بازدید : ۵۹

به سرم زده در کنار کار کمی هم درس بخونم و تحصیلاتم رو بالاتر ببرم . برای همین مشغول برنامه ریزی شدم . اتاقم کوچیکه و فقط یک تخت بزرگ داخلش جا میشه . پس مجبورم یک میز تحریر بگیرم که بتونم راحت توش کار کنم . پس در نتیجه مشغول جستجو در نت شدم . با توجه به منابع اندک مالی خودم دیدم که برای حمع کردن یک اتاقی برای درس خوندن و کار کردن باید حسابی خودم رو توی خرج بندازم .

یک میز تحریر ساده حدود ۶۰۰ تا یک میلیون تومانه

یک صندلی بین ۳۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومان

یک کمد کتاب یک میلیون و دویست هزار تومان

یک قفسه ساده ۳۸۰ هزار تومان

با توجه به اینکه این روزها کار ندارم و به تازگی نزدیک ۴۰۰ هزار تومان به کتاب پول داده ام پس باید صبر کنم ببینم میتوانم این قبیل جنسها رو ارزان‌ تر پیدا کنم . آدم میترسه از دیوار خرید کنه چون محصولات چوبی ناگهان داخلشون ساس و این چیزها پیدا میشه و کل خونه رو به گند میکشه . ریسکش خیلی بالاست . واقعا من دانشجویی که مدتیه قراره کار نکنم چطور میتوانم ۵ میلیون تنها و تنها به وسایل مطالعه پول پرداخت کنم ؟

پیشنهادی ندارین؟

درگیر کارهای ۱۰۲۴ هستم. اگر فکر میکنین میتونین کمک کنین خوشحال میشم بهم پیام بدین

۸ ۵

ایرانسل

/ بازدید : ۴۸

واقعا ایرانسل شرکت درست و حسابی نیست . من یک سیم‌کارت از این شرکت خریداری نمودم . ولی دیدم که سیمکارت من مسدود و تعلیق شده . کلی هزینه تلفن دادم تا تماس بگیرم و بپرسم چرا؟

گفتند که مدارک ثبت نامی شما تکمیل نیست! من :

۱. هنگام خرید از سایت کپی کارت ملی به ایرانسل ارسال شد ( اگر تحویل نشده ایراد من نیست و این کپی کارت ملی کجاست؟)

۲. بعد یک بار به یک نمایندگی مراجعه و از نو ثبت نام شد (مدارک یک بار فکس شد )

۳. بعد از مدتی مجددا به نمایندگی رسمی (مراکز ایرانسل) رفته شد و باز کپی کارت ملی برای همین دو سیمکارت تحویل داده شد .

بعد از سه بار تحویل مدارک باز به دلیل ناقصی مدارک ثبت نام سیمکارت های من تعلیق شده . دلیل؟

واقعا الان منطقیه که من این سیمکارت ها رو پیگیری کنم یا عطایشون رو به لقاشون ببخشم؟

شما هم از این قبیل مشکلات داشتین؟

یکی از درگیریها هم قدیمی بودن تراشه سیمکارته که خب وحشتناکه این!‌

۱۰۲۴ هم بزودی پخش میشه . ولی دیگه نه اینجا . جای دیگه .

۵ ۴

عوض شد

/ بازدید : ۶۶

امروز ۱۳ آذر . ساعت سه و نیم

در یک هفته‌ای که گذشت ناگهان همه چیز تغییر کرد . از محل زندگی تا سبک زندگی همه تعویض شد و اتفاق عجیب این بود که هیچ‌کدام از این‌ها دست من نبود . همیشه توی بحران‌های سخت خوب پاسخ دادم و نشان دادم که واقعا توانایی این رو دارم که اگر قرار بود در ۲۴ ساعت محل زندگی‌ام رو عوض کنم باید چه کار می‌کردم . محل زندگی با کلی وسایل بزرگ . طبق شرایط باید قسمتی از وسایل خانه فروخته می‌شد.همین یعنی بدبختی فروختن وسایل‌های بزرگ به قیمت بسیار پایین .

همه چیز عوض شد . در هنگام مواجه شدن با تغییر ، آن‌هم تغییری که خودمان هیچ دستی درون آن نداریم باید چه کرد؟

شما چطور با تغییراتی که بهتون تحمیل میشه کنار میایین؟ اصلا برای این تغییرات باید چه کرد؟ پیشنهاد شما برای کسی که به این تغییرات رسیده چی می‌تواند باشد؟

من این تغییرات را دیدم و از امروز که مشغول نوشتن این پست هستم می‌توانم بگویم که آدم دیگری از امروز به بعد شدم . تغییری که ناگهان به صورت موج آمد و همه چیز را درگیر خودش کرد .  تصمیم گرفتم وبلاگم رو بهتر بنویسم . دیگه هیچ چیزی برام اهمیت نداشته باشه . دیگر آدم ها برام پشیزی ارزش نداشته باشن و بیشتر باهاشون تعامل و معامله کنم تا دوستی یا هر چیز دیگر. روزهای سخت که میان رفیق ها الک میشن . کسانی که اسم خودشون رو دوست میذارن و در مواقع سختی می‌بینی که شبیه لاشه‌های گوشت مرده هستن . کسانی که در این موقعیت‌ها حتی حالت را نمی‌پرسند و نمی‌گویند کجایی؟ بعد انتظار دارن که تو ببینی‌شون و تماس داشته باشی باهاشون و عرض ارادت بهشون داشته باشی؟ مگر کی هستن؟ ضرب المثلی که شرم حضور دارم از نوشتن اش و می‌گوید شما ضرطه کدام نشستنگاهی؟

آری تغییر کردم . برنامه‌های زیادی در زندگی شروع کرده ام . شاید دوست دختر پیدا کنم . ولی در هر حال این موج من رو به طور کامل تغییر داد . این تغییر در زندگی و شرایط و درون غیر قابل فرار بود . وبلاگ رو بیشتر می‌نویسم و وقتم رو بیشتر صرف مطالعه وبلاگ‌های خوب می‌کنم .

حساب‌های متعدد هم بزودی از سیاه چاله درمیایند . فعلا اینجا را از سیاهچاله در آوردیم . شروع جدید با برنامه جدید !

اگر فکر می‌کنین دوست دارین منو بخونین پس میشه پیشنهاد بدین برای این تغییراتی که در زندگی آدم پدیدار میشن چه راه حلی رو پیشنهاد میدین ؟ اگر شما بودین چه کار می کردین؟ 

۸ ۳
About Me
اگر حرف خصوصی‌ای دارین به آدرس زیر ایمیل بزنین
hi@hatefix.ir
دسته‌بندی مطالب
پیوندها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان