هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

پاچه‌خاری


هیچ وقت توی زندگیم انتخاب نکردم که برای به دست آوردن چیزهای پیش پا افتاده ای "پاچه‌خاری" کنم . شاید فکر کنید که کلمه پاچه‌خاری را اشتباه نوشتم . اگر اینطور فکر می‌کنید باید به شما بگویم که این بار این من نیستم که غلط املایی دارم ، چون املای درست کلمه هم همین پاچه‌خاری است . پاچه‌خاری به اصطلاح به تملق‌گویی و چاپلوسی گفته می‌شه که مخترع این کلمه برادران قاسم‌خانی (پیمان‌شون) در سریال پاورچین بودند . این کلمه اولین بار در این سریال برای چاپلوسی رییس استفاده شد و بعد وارد ادبیات و زبان فارسی شد و اصطلاحی شد برای اشخاص متملق و چاپلوس .

هیچ وقت من تحت هیچ شرایطی ، مخصوصا برای چیزهای بسیار کوچکی پاچه‌خاری نمی‌کنم . اگر فکر کنم که فلان نوشته بد بوده، همیشه بد بوده و است. اگر نظرم این باشد که فلان شخص آداب اجتماعی ندارد و من علاقه‌ای به داشتن ارتباط با ایشان را ندارم تا همیشه نظرم این شکلی است مگر آن آدم عوض بشود . اگر امری داشته باشم در نزد مثلا این شخص تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم که تملق کنم که امرم رو مستجاب کنم . درون شخصیت من این اتفاق هرگز نیفتاده . یعنی به اصطلاح خودفروشی یا فکر فروشی یا شخصیت فروشی نمی‌کنم . شاید در مقابل کسانی که دوستم بوده‌آند یا حداقل من متوهم شده بودم که دوستم هستند و یا کسی که عاشقش هستم کمی غرورم را شکسته باشم اما همیشه سعی کردم پاچه‌خاری نکنم . مخصوصا برای چیز‌هایی که واقعا قیمتی ندارند.

اگر لازم است برای دیده شدن کسی را لینک کنم که از او متنفر هستم و ریا کنم و به او بگویم تو بهترین قلم دنیا را داری تا شاید منتی بر سر من حقیر نهاده و حالا نظرات من را تایید کند ، هرگز این کار را نکرده و لزوما ترجیح می‌دهم که همان در دیده نشدن خویش باقی بمانم . چون به نظر من ریا و درویی هم نوعی پاچه‌خاری و در اصل شخصیت فروشی ست . وقتی که من فکر می‌کنم این شخص به من بی احترامی کرده یا مثلا فلان کار را کرده یا نه اصلا من از شخصیت (این تیپ) آدم‌ها خوشم نمی‌آد پس دلیلی هم نمی‌بینم برای گرفتن سود،دیده شدن و یا حالا هرچیزی فکر و عقیده خودم رو به خودم بفروشم و کاری رو کنم که دوست ندارم . اگر من فکر می‌کنم فلان استریمر با ۱۰۰۰ عدد ویو ثابت آدم مزخرفی‌ست پس آدم مزخرفی‌ست . من هرگز ریا نمی‌کنم . با خودم نمی‌گویم که اگر برم دونیتش کنم و هندونه زیر بغلش بدم اسم منم بیاد شاید بتونم ۲۰ نفر رو به سمت خودم بکشانم .

شاید خیلی‌ها این رو سیاست بدونند و در دل خودشان آه و نفرین و تهوع نسبت برخی اشخاص و رفتارها و نوشته‌ها و آثار و حالا هرچیزی داشته باشند و در ظاهر حسابی هم قربان صدقه مورد بروند و کلی در استریمشان بخارانند(پاچه‌خاری) و یا در وبلاگ‌هایشان لینک کنند و یا در اینستاگرامشان استوری به اشتراک بگذارند و... .

من شخصیتم را و خودم را دوست دارم . من برای هرچیزی ، هرکاری را نمی‌کنم . من برای خودم عزت نفس قایلم و به نظر من هیچ چیزی ارزش فروختن عقیده را ندارد . حتی اگر کارمان گیر کرده در جایی که مجبوریم تظاهر کنیم ، من بی‌خیالش می‌شوم و می‌روم سراغ اتفاق دیگر . و در مورد این موضوع هرگز با خودم تعارف ندارم . وقتی که احساس کنم که احساسم در مورد فلان پستم خوب نیست، تعارفی ندارم باهاش. وقتی حس می‌کنم نظرم در مورد لینک کردن کسی خوب نیست، تعارفی ندارم . وقتی که فکر میکنم که دنبال کردن فلان آدم به سلیقه من جور نیست تعارف ندارم و هرچز پاچه‌خاری حتی خودم را هم نمی‌کنم . اگر از مرتضی پاشایی بدم آمده (که نیامده و این مثال است) الکی بعد از فوت فاز غم و اندوه برندارم که اگر بهم گفتند می‌توانی یک بیت از یکی از آهنگهایش را بخوانی یا نه اصلا اسم یکی از آهنگ‌هایش را هم بگویی بس است نتوانم . پاچه‌خاری نکنم چون مد شده و جریان شده . اگر از شخصیت کسی خوشم نیامده در جا خداحافظ. بدون هیچ تعارفی . آدم‌ها را دوست دارم . محبت می‌کنم . دوست دارم دوست داشته باشم (که ندارم) . اما تعارف ندارم و اصلا اهل هیچ پاچه‌خاری نیستم . این را اولا برای خودم نوشتم که یادم نرود که فردا خودم را شماتت کنم که وای اگر وبلاگ فلانی میرفتی یا در دایرکت فلانی برایش می‌خاراندی و یا پول به فلانی میدادی فلان می‌شد . یادم بیفتند که من شخصیت پاچه‌خار ندارم و تحت هیچ شرایطی دریوزگی نمی‌کنم حتی اگر به فقر مطلق برسم و یا هیچ کس من را نشناسد . و بعد به عزیزانی گفتم که چنین پیشنهاداتی را مطرح می‌کنند و یا در آینده قرار است مطرح کنند. من پاچه‌خار نیستم و شرایط بی‌پاچه‌خاری ام را حتی اگر در بدبختی است (که نیست) بیشتر دوست دارم . اگر اثر هنری کسی را قراره استفاده کنم ازش می‌خرم . پاچه‌خاری نمیکنم .

و درنهایت به عزیزانی که شاید فکر می‌کنند از راه پاچه‌خاری به جایی می‌رسند. زمانی از برخی میریخت . الان هرچقدر هم بخارانید تا حتی زخم هم بشود در این دیگ سر سگ هم نمی‌جوشد . اگر کسی قرار است کاری برایتان کند نیازی به تملق شما ندارد همانطور که شما ندارید و همانطور که من از آدم چاپلوس بدم می‌آید . اگر کسی چاپلوسی من را بکند برایش کاری نمی‌کنم چون میدانم چاپلوسی هیچ وقت حقیقت ندارد . هندوانه هاییست برای نوکری گرفتن . اگر قرار است کاری یا کمکی به کسی کنم می کنم . قرار هم نباشد نمی‌کنم . چاپلوسی کردن یا نکردن چیزی را تغییر نمی‌دهد.  کسی اگر کاری برایتان می‌کند یا کمکی می‌کند نیازی به تملق ندارد. اگر نیاز به تملق هست بدانید کننده نیست و از این اجاق دودی بلند نخواهد شد . و چه بسا هرچه آدم‌ها کوچکتر باشند تملق بیشتری می‌پذیرند و هرچه شخصیت و روحشان بزرگتر باشد از چاپلوسی متنفرند . نگفتم که روح بزرگی دارم اما این شخصیت را دارم که هم از چاپلوسی کردن متنفرم و نمیکنم و هم از چاپلوسی شدن . جایی ام بخارد خودم دست دارم . اگر قرار باشد کسی برایتان کاری کند می‌کند . پس بشینید و فکر کنید کجا پاچه‌خواری کردید . کجا کاری را کرده‌اید که دوست نداشتید . کجا جلو رفتید در حالی که نباید می‌رفتید. که را دونیت کردید که نباید می‌کردید. که را لینک کردید و حالتان خوب نیست . از چه کسی پست گذاشتید و حالتان بهم میخورد؟ درجا همه را حذف و خود خود خودتان باشید .

پاچه‌خواری جز خرد کردن خودتان و متوهم کردن کسانی که ارزش حتی متوهم شدن هم ندارند  هیچ آورد دیگری ندارد.

هر شخصیت بدی که داشته باشم، از اینکه یک پاچه‌خوار نیستم به خودم می‌بالم . اگر به کی گفتم عالی عالی بوده و اگر مزخرف بوده به رسم رعایت ادب چیزی نگفتم :)

نوشته ام زیاد شد ، مرسی که خواندید . بدهید پاچه‌هایتان را بخارانم :))))))



۷ دیدگاه موافقین ۷ مخالفین ۰

دوستی‌هامونه که می‌مونه


ما آدم‌ها اجتماعی خلق شدیم. یکی از دلایلی که انسان توانست زنده بماند و بقای خودش را حفظ کند این بوده که توانسته گروهی زندگی کند. احتمال پیروزی در یک شکار ماموت اگر شما تنها یک نفر باشین تقریبا صفره . اما وقتی که چهار نفری به سر ماموت مادرمرده بریزید میزان پیروزی‌تان بیش از ۶۰ درصد خواهد بود. پس این گروهی بودن به انسان کمک کرد که حداقل بتواند زنده بماند . نیازهای حیاتی و انسانی در گروه بودن محیا شد . گروهی جنگل‌ها را گشتند و سبزی‌جات پیدا کردند و گروهی ماندند در غار و گوشت‌ها را در نمک یا هرچیزی خواباندند که بیشتر بتوانند نگه دارند و بعد پختشان کردند و گروهی برای شکار رفتند و گروهی مزرعه داری کردند و در نهایت توانستند بقایشان را تضمین کنند .

همین باعث شد که درون ما این نهادینه بشود که ما موجوداتی هستیم که در اجتماع خودمان بیشتر می‌بالیم چون انسان اصولا در تنهایی توانایی خیلی کارها را ندارد. شاید ما امروز برای اینکه غذا تهیه کنیم نیاز نداشته باشیم با هم‌غاری مان سنگ و چوبمان را برداریم و به سمت ماموتی چیزی حمله کنیم اما نیازهای امروز هم الزامات خاص خودش رو داره . هر چقدر هم که مشکلاتمون زیاد باشن اگر آدم‌های زیادی دورمون باشن که ما هوای اون‌ها رو داشته باشیم و اون‌ها هم هوای ما رو داشته باشند، میزان پیشرفت قطعا چندین برابر خواهد شد . درست مثل موقعی که قرار میشه یک وبسایت رو یک نفر طراحی کنه تا وقتی که یک وبسایت رو یک گروه طراحی می‌کنند . همیشه گروه کارا تر از فرد بوده . گروه همیشه سالم تر از فرد حرکت می‌کرده و این ارتباطات ماست که باعث میشه ما رو به جلو به حرکت دربیاییم. 

مشکلات می‌آن و میرن. هرچقدر توی زندگی‌مون پستی و بلندی داشته باشیم چه حل شدنی چه حل نشدنی، این دوستای خوبن که میتونن با سنگ و چوبشون به داد ماموت ما برسن و بهمون کمک کنند که شکستش بدیم . می‌تونن روحیه بشن،میتونن قدمی بردارن،می‌تونن مشکلی رو حل کنند و وجودشون می‌تونه بهتون انرژی بده . وجود دوست توی زندگیتون باعث میشه هرچقدر هم مشکل داشته باشین یا حلش کنند یا حداقل بهتون انرژی بدن که بتونین نفس بکشین و زندگی کنین. بتونین صبح‌ها که بیدار می‌شید امید به زندگی‌تون داشته باشید . دوست واقعی ، دوستی که هم شما براش هستید و هم اون براتون هست گاهی می‌تونه معنی ببخشه به زندگی‌تون . وجود تعدادی دوست جلو رفتن در زندگی‌تون رو معنی می‌کنه. معنی زندگی هر چقدر هم داخلش مشکل داشته باشید ، وجودش باعث میشه حتی اگر مشکل‌تان حل نشد حداقل بتوانید زندگی کنید و جلو برید . دوست‌های واقعی اند و آدم‌های واقعی زندگی‌تونن که بهتون و به زندگی‌تون معنی می‌دن . نهایتش می‌بینید که دوستی‌هامونه که می‌مونه

 

+ بزودی ویدیوبلاگینگ رو شروع می‌کنم / + عزیزان بیایین جایزتون رو بگیرین

+ پست‌های من رو از منوی کناری ببینید / + دنبال وبلاگ خوب می‌گردم :) / + پادکستم یادتون نره



۷ دیدگاه موافقین ۵ مخالفین ۰

۱۰۲۴ : قسمت یازدهم


هزینه دروغ چیه؟

بشنوید در : برکر ،  گوگل‌پادکست ، پاکت‌کست ، رادیو‌پابلیک ، اسپاتیفای

دانلود با لینک مستقیم

لینک‌های مرتبط :

لیست کتاب‌های مرتبط با چرنوبیل

ویکی‌پدیا : لیست مستند‌های چرنوبیل

فیلم‌های مرتبط با چرنوبیل

مجموعه عکس های :

گاردین  ۰  تایم  -  بیزینس اینسایدر  -  سی بی اس  -  آتلانتیک

پادکست چرنوبیل Apple Podcast

پادکست چرنوبیل Player.fm

نکته مهم : تمامی موسیقی‌هایی که در پادکست می‌شنوید به صورت کاملا قانونی از سایت‌های معتبر خریداری شده و در پادکست قرار داده شده است و هیچ محتوایی در ۱۰۲۴ غیرقانونی دانلود نشده و پادکست ۱۰۲۴ هرگز دزدی نمی‌کند . پس بافرهنگ باشیم و اگر پادکست می‌سازیم دزدی نکنیم :) 



دیدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰

یک میلیون تومان !


این داستان ..

یک میلیون تومان

 

بسیار از تک تک تون سپاسگزارم . خیلی ممنونم که در این چالش ما به مناسبت ۱۶ شهریور شرکت کردید . و آری جایزه ما یک میلیون تومان بود برای یک نفر . بسیار سپاسگزارم از اینکه در حرکت ما به مناسبت روز وبلاگ‌نویسی شرکت کردید و نوشتید . ابتدا قرار بود اگر زیر صد نفر شرکت کننده داشتیم یک میلیون تومان به یک نفر اهدا شود و اگر بیش از صد نفر تا پانصد نفر بودیم به دو نفر (نفر اول دو میلیون تومان و نفر دوم یک میلیون تومان) هدیه بدهیم که خب همین شمایید که افتخار دادید و شرکت کردید و حال وقت این شد که وعده‌هایم را جامه عمل بپوشانم.

یک قرعه کشی میان افراد واحد شرایط ( کسانی که موارد چالش را رعایت کرده بودند و درست شرکت کرده بودند ) یک لیست تهیه شد و در قرعه کشی شرکت داده شدند و یک نام به صورت کاملا رندم انتخاب شد . برنده خوش شانس این یک میلیون تومان کسی نبود جز نویسنده وبلاگ شاه‌قنبر.

به ایشان بسیار تبریک می‌گویم و امیدوارم که همیشه قلمش گرم و نویسا باشد . بعد از گذشت مدتی ناگهان گفتم حیف است که به بقیه هم هیچ هدیه ای در نظر نگیرم . و این شد که یک هدیه دیگر برای سه نفر پیش‌بینی کردم . به سه نفری که نامشان از قرعه در می‌آمد اگر در سایت بیان عضو بودند سه امکان جاوا اسکریپت/ تعداد صفحه مستقل به ۱۰ / ارتقا فضای صندوق بیان از ۳ گیگابایت به ۵ گیگابایت هدیه در نظر گرفتم و اگر در سایت بیان عضو نبودند نیز به ارزش خرید این سه امکان در سایت بیپ تیونز میتوانند یک آلبوم انتخاب کنند تا برایشان هدیه کنم یا می‌توانند حسابشان را بدهند که کارت هدیه‌ای به میزان حرید این سه امکان برایشان شارژ شده تا بتوانند از خرید قانونی موسیقی و گوش دادنش لذت کافی ببرند . یا نیز میتوانند این مبلغ را به صورت اینترنت ماهانه موبایلی نیز دریافت کنند . نتیجه قرعه کشی مورد نظر این شد که :

۱. نفر اول مجددا وبلاگ شاه‌قنبر بود که باز هم مبارکشان باشد . امیدوارم این سه امکان به دردشان بخورد (امروز ایشان بسی روی شانس بودند)

۲. نفر دوم وبلاگ محمد صالح کامیاب بودند که امیدوارم از موزیک های بیپ تیونز لذت کافی رو ببرند

۳. نفر سوم هم در نهایت شخصی بود که در انتظار جایزه بود و به دستش هم آورد (شوخی) . آزاد عزیز که افتخار شرکت در این حرکت رو به من داد و شرکت کرد . امیدوارم بسیار مبارک باشه براشون

۴. چون مجددا شاه‌قنبر مورد یک را برنده شده بود یک نفر به این لیست جوایز اضافه نمودم که مای بست فرند عزیز برنده چهارم ما شد .

از تک تک شما عزیزان ممنونم و بی‌شک لطف کردید که شرکت کردید و این هدایا صرفا برای یک عرض تشکر بوده و ممنونم که نوشتید . امیدوارم که همیشه قلمتان نویسا باشه و همیشه در دنیای وبلاگ‌ها مشغول فعالیت مستمر باشید . بهرحال شاید قرعه کشی ما تموم شده ولی برای مخاطبینتان جالب خواهد بود که بنویسید برایشان تا بخوانند . از شما که شرکت کردید متشکرم و امیدوارم همیشه قلمتان گرم باشد و بنویسید . تا چالشی بعد بدرود :))

ــ برای اهدای جوایز با برندگان تماس گرفته خواهد شد



۸ دیدگاه موافقین ۱۱ مخالفین ۱

۱۰۲۴ : قسمت دهم


قسمت دهم منتشر شد .

باز هم در مورد وبلاگ حرف زدیم. از دستش ندید چون حیفه .

بشنوید در : برکر ،  گوگل‌پادکست ، پاکت‌کست ، رادیو‌پابلیک ، اسپاتیفای

دانلود با کیفیت اصلی - دانلود کم حجم (بزودی)

لینک‌های پست‌های خوانده شده :

حق‌هایی که نداریم

مرگ میریخت فلک از در و بام

سخت ترین کار دنیا

نکته مهم : تمامی موسیقی‌هایی که در پادکست می‌شنوید به صورت کاملا قانونی از سایت‌های معتبر خریداری شده و در پادکست قرار داده شده است و هیچ محتوایی در ۱۰۲۴ غیرقانونی دانلود نشده و پادکست ۱۰۲۴ هرگز دزدی نمی‌کند . پس بافرهنگ باشیم و اگر پادکست می‌سازیم دزدی نکنیم :) 




دیدگاه موافقین ۰ مخالفین ۰

۱۰۲۴ : قسمت نه‌ام


در مورد وبلاگ‌نویسی حرف زدیم

در مورد زندگی وبلاگی صحبت کردم

وبلاگ‌های خوب رو انتخاب کردم و خواندم

بشنوید در : برکر ،  گوگل‌پادکست ، پاکت‌کست ، رادیو‌پابلیک ، اسپاتیفای

دریافت از لینک مستقیم . 

لینک مطالب :

عصیان - وبلاگ نیما اکبرپور

گرینگوی پیر - پست برای عشق‌هامان

سه روز پیش - پست رضا

آزاد - پست کپی برابر اصل

کشو - پست کشو

زمزم - پست گمشده

نکته مهم : تمامی موسیقی‌هایی که در پادکست می‌شنوید به صورت کاملا قانونی از سایت‌های معتبر خریداری شده و در پادکست قرار داده شده است و هیچ محتوایی در ۱۰۲۴ غیرقانونی دانلود نشده و پادکست ۱۰۲۴ هرگز دزدی نمی‌کند . پس بافرهنگ باشیم و اگر پادکست می‌سازیم دزدی نکنیم :) 




دیدگاه موافقین ۰ مخالفین ۰

تولد یک بلاگر (تاریخچه چطور بلاگر شدم)


حواستان جمع باشد که قرار است یک پست بسیار طولانی را بخوانید (شوخی) . هاتف هستم و در راستای تولد ۱۴ سالگی (شایدم ۱۵ سالگی) وبلاگ‌نویسی . یعنی به همین راحتی ۱۵ سال ناقابل گذشت . یعنی من ۱۵ سال است که خودم را یک وبلاگ‌نویس می‌دانم. به نظر من که کم نیست. تا نظر شما چه باشد. ۱۵ سال خودش یک عمری‌ست. نیست؟



ادامه مطلب
۹ دیدگاه موافقین ۹ مخالفین ۰

قدیم


یکی از چالش‌‌های قدیمیم رو باز کردم و لیست کسانی که شرکت کردند را دیدم . چقدر بد بود .. بسیاری دیگه نبودند ...

آنها هم که بودند باز قسمتی شان دیگر ننوشته بودند ... اما قسمت تعجب برانگیزش این بود که افرادی بودند اما چالش مربوطه را از پست هایشان حذف کرده بودند!

یعنی انگار اصلا در چنین چالشی شرکت نکردند که برایشان تاسف خوردم ... خیلی تاسف خوردم برای کم بودنشان ..

دنیای مهمی نیست 



۱ دیدگاه موافقین ۴ مخالفین ۱

۱۰۲۴ : قسمت هشتم


سی و سه دقیقه
نقدی در مورد اپ‌های کتاب‌الکترونیک‌فروش

و دستورات شما مخاطبین محترم اجرا شد . تنها ۳۳ دقیقه :)

بشنوید در : برکر ،  گوگل‌پادکست ، پاکت‌کست ، رادیو‌پابلیک ، اسپاتیفای

لینک دانلود فایل پادکست

نکته مهم : تمامی موسیقی‌هایی که در پادکست می‌شنوید به صورت کاملا قانونی از سایت‌های معتبر خریداری شده و در پادکست قرار داده شده است و هیچ محتوایی در ۱۰۲۴ غیرقانونی دانلود نشده و پادکست ۱۰۲۴ هرگز دزدی نمی‌کند . پس بافرهنگ باشیم و اگر پادکست می‌سازیم دزدی نکنیم :) 




دیدگاه موافقین ۰ مخالفین ۰

میشه پرنده باشی ..


گاهی وقت ها خیلی از اتفاقات از زور بازومون قوی ترن و ما فقط باید قبولشون کنیم. اما اشتباه دقیقا همینجاست که قبول کردن این چنینی اصلا به آرامش نزدیک نیست . اینکه باید بگوییم همین است که هست . وقتی که زورمان نمی‌رسد باید تنها نگاهش کنیم، تحملش کنیم و به زندگی ادامه بدهیم. درست مثل مکالمه من و برادرم :)

من: بعدش میره دیوان عدالت اداری کل کشوره پدرسج !

برادر : laugh

برادر: چطوری می‌تونی انقدر خونسرد باشی؟

من: به نظرت چه کار می‌تونم بکنم؟

برادر: من بودم اصلا روانی می‌شدم .. اصلا نمی‌تونستم بفهمم محیطم چی میشه؟ قاطی میکردم!

من: اوهوم

برادر: چطوری اصلا می‌تونی بخندی؟ چرت و پرت بگی . چطوری اصلا به ماستت هم نیست!

من: خب انتظار داری چه کنم؟ شده! دیگه چه کار کنم؟ چه کاری می‌تونم کنم. حداقل با این دیوونه بازی می‌تونم تمرکز بیشتری داشته باشم که شاید بتونم درستش کنم .. گرچه درست نمیشه ...

برادر: آره .. شاید

اما حدس اینکه شاید گاهی وقت ها ما شل‌اش کردیم و گذاشتیم که بشه برای خیلی از آدم‌ها خیلی سخته . درست مثل بلاهایی که مدام سر من میاد . دیگر باید چه کرد؟ وقتی که می‌شود .. می‌شود . درست مثل خیلی از آدم‌ها که می‌شنون سرطان دارن،کارشون رو از دست دادن، پدر یا مادرشون فوت شدند، پولشان را از دست داده باشند، فرزندشان سقط شده باشد و هرچیز دیگه .  وقتی که پیش می‌آد دیگه پیش اومده . فقط باید سعی کنی که بپذیریش . قبول کنی که انتخاب شدی که این بلا یاچند بلا سرت بیاد . و باز به زندگی ادامه بدی. درست مثل چرخه طبیعت که مشابه چرخه های زندگی میشن . هر روز صبح خورشید از سمت شرق طلوع می‌کنه و وقتی که روز به پایان رسید از سمت مغرب می‌ره پایین و باز فردا صبح این چرخه ادامه پیدا می‌کنه و به ما یادآوری میکنه که ما هم باید بچرخیم و باید زندگی کنی . کفتارها و انسان ها و پلنگ ها و شیرها و ببرها غذاشون رو با خوردن مرغ و گاو و هرچیز دیگه تامین می‌کنند . و بعد میمیرند و به خاک می‌پیوندند و این خاک مجددا محصول ازش بیرون میاد و میشه دانه و برگ برای مرغ و گاو و گوسفند ! درست همین چرخه هم نشان می‌ده که زندگی باید کرد و زندگی باید کرد . قوی بودن و شجاع بودن نیست . شاید اوج ترس و ناامیدی‌ست . اما باید درنهایت زندگی کرد . ولو غمگین . باید غذا خورد . دستشویی  رفت . خوابید . بیدار شد . وسطها موسیقی گوش داد . کار کرد . لباس پوشید . شاید زنده بود . یا شاید هم زندگی کرد نمیدانم .

آره میشه پرنده باشی .. ولی رها نباشی .. میشه..

 

+ هزاروبیست و چهار رو دنبال می‌کنید؟

+ دوباره می‌افتم به جون فالو لیست‌ها و عزیزانی رو حذف می‌کنم :)



۳ دیدگاه موافقین ۵ مخالفین ۱