پاییز

گاهی در خیابان های این شهر قدم می زنم و این برگ های زرد و نارنجی و قرمز را روی پیاده رو می بینم و باز یک پاییز دیگر .یعنی یک پاییز دیگر به عمرم اضافه شده . یادم می آید که پاییز پارسال قدم هایم در جای دیگری و با حالت دیگری می گذاشتم و حتی در افکارم هم وجود نداشت که روزی بشود که امروز در این پاییز قدم بگذارم . یک پاییز دیگر هم آمد که نبودنت را به رخ من بکشد . نبودنت را . جای خالی رد پایت در کنار قدم های من در ذهن ناقصم دیده می شود و نیستی .. و تو اینجا نیستی که در کنار تو این پاییز را تاب بیاورم .هوای همیشه سرد و ابری اینجا رشته های ادبیات و زبان مغزم را پاره می کند و می ریزد در شیمی چشمانم و اشک می شود . هوای همیشه سرد و ابری .حافظه ام یاری کند .. ابر درد دارد . خیلی درد دارد . آری ابری که هر روز به من نشان می دهد که دنیا ... جای غم نیز است ...

به امید روز های بهتر ... قدم در این پاییز می گذارم

  • شنبه ۲۴ مهر ۹۵
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
برای مشاهده وبلاگ شخصی من : hatefblog.ir
پیشنهاد‌های هاتف
Designed By Erfan Powered by Bayan