هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

سرم رو پایین می اندازم

همیشه باید بعد از گذشت یه مدتی باید بنشینی و چرتکه درونت را بگذاری جلو و چرتکه بندازی که چه کارهایی را درست انجام دادی و چه کارهایی را نادرست انجام دادی . همیشه قبول کردن اینکه چه کارهایی را اشتباه کرده‌ایم باعث پیشرفت و جلو رفتمان شده و می شود . به همین اساس امروز بعد از ضبط ۱۰۲۴ به کنج خلوتی خزیدم و ساعت ها به شرایطی که در محیط اطرافم بود فکر کردم . همیشه وقتی که با خودم چرتکه می‌اندازم ابتدا از دست خودم عصبانی می شوم و بعد شروع می‌کنم آرام و آهسته خودم را ویرایش کردن و پیرایش کردن . قبول کردن اینکه آدم اشتباه می‌کند خیلی مساله مهمیست .

در این مدت دو ساله که این قسمت و دوره از زندگی‌ام رو شروع کردم اشتباهات وحشتناک و فاحشی رو در زمینه کاری و زندگی مرتکب شدم و واقعا تحت فشارهای زیاد ناشی از این اشتباهات و تصمیمات قرار گرفتم . زحمت کشیدم و کار کردم اما وقتی انسان یک استراتژی و یک مدیریت درست نداشته باشد با صورت بر زمین خواهد خورد . همیشه نیاز به یک سر و فکر مدیریت احساس میشه و بدون مدیریت این اتفاقات همیشه اشتباهات باعث می‌شوند که کشتی مان به گل بنشیند .

تصمیم گرفتم روی زمان های زندگی‌ام مدیریت بهتر و بهینه تری داشته باشم.اگر وقت نمی کنم پیاده روی عصرانه بروم ایراد مدیریت دارم . اگر وقت نمی کنم در هفته یا حداقل ماه یک کتاب تمام کنم ایراد مدیریتی دارم . تصمیم گرفتم وقت ها را مدیریت کنم تا بیشتر وقت بگذارم و فیلم ببینم و بیشتر از این تفریحات در زندگیم اضافه کنم . باید بیشتر وقت روی این اتفاقات بگدارم . این اتفاقات ذهنم را و روح درونم را پر می کند و احساس می کنم خیلی وقت شده که فقط از درونم دارم استخراج می کنم و چیزی واردش نمی کنم . خیلی وقت شده که مطالعه ام حسابی پایین آمده و همین حسابی بر اعصاب و روانم اثر گذاشته . 

بسیار انرژی گذاشتم که از انسان‌هایی حمایت کنم که لایق نبودند. ساعت های بسیار زیادی وقت پای کامپیوتر و کد زدن و مشاوره گذشت در صورتی که هیچ آورده ای نداشت و هیچ جایی را نگرفت . تصمیم گرفتم که دیگر خودم را رایگان نفروشم . در دنیای امروزی که همه گرگ شدند وقتش شده من هم گرگ بشوم . با این شیوه تنامی منابع مالی و انرژی و ذهنی خودم را از دست دادم و در ازایش جز نفرت و تنفر افراد عایدم نشد . ساعت ها وقت برای  ساخت سایت٬میکس و هرچیزی که میشد برای آدم ها به اسم کمک انجام داد کردم . ولی یادگرفتم که وقتی ابتدا فاکتورت را ارسال کنی میفهمند بی ارزش نیستی و برایشان مشتبه نمی شود که چون مفت کار می کنی به خاطر خیرخواهی ات نیست بلکه به علت ارزان یا بی ارزش بودنت است .

تصمیم گرفتم وقت های تلف شده را به صفر برسانم . تعارف را به طور کامل حذف کنم . اگر صفحه اینستاگرامی را دوست ندارم به رسم دوستی فالو نگه اش ندارم و آنفالویش کنم . پشت پشمالوی کرم مالیده شده جذابیتی برای من ندارد . وقت غربالگری رسیده . چرا من باید صفحه کسی را فالو کنم و تصاویر تهوع آور و زرد ببینم صرفا بخاطر اینکه ده روزی در جایی مراوده ای داشته ایم؟ چرا واقعا باید مطالب زرد و سکسیستی چند تا پروفایل در یک شبکه اجتماعی رو تحمل کنم چون صرفا آن فرد من را فالو کرده و من به علت اینکه تعدادی دایرکت رد و بدل شده فالوش کردم . چه دلیلی وجود داره که من باید چون کسی من را بخواند بخوانمش . اگر مطالبم واقعا خوب است خب خواننده خودش را خواهد داشت و اگر خوب نیست جمع کردن و رفتن گاهی شرافت دارد به اینکه وقت مخاطب ات را بگیری! چون صرفا من کسی را می خوانم و مطالبم انقدر بد است که بقیه دارند تحملم می کنند پس بهتره ننویسم . پس وقت غربالگری فرا رسیده و وقتش شد به جان شبکه های اجتماعی بیفتم .

تصمیم گرفتم سرم رو بندازم پایین و بیشتر به توسعه شخصی و درونی خویش بپردازم . خیلی وقت شده کد نزدم، شبکه کار نکردم، چیز جدیدی یاد نگرفتم و غذای جدیدی نپختم . شاید وقت هایی که از این غربالگری ها به دست آوردم رو صرف پختن غذاهای جدید کنم . صرف ساختن چیزهای جدید کنم و صرف توسعه شخصی و مهارت های درونی خودم کنم . تصمیم گرفتم واقعا زیاد وقت کسی را نگیرم و کسی وقتم را نگیرد . تصمیم گرفتم که افکاری که از دنیا و انسانها و ارتباطات و جامعه داشتم توهمات احمقانه ای بیش نبوده و وقت گرفتن تصمیم های جدید تر است .

تصمیم گرفتم که همیشه با وجود همه مشکلاتم قوی و قدرتمند باشم و سعی نکنم از مرداب دنبال گل بگردم  گاهی خار در گلو را نباید به کسی نشان داد .. گاهی نباید جای زخمت را نشان کسی بدی .. گاهی تنهایی شرف پیدا می کند به بودن با انسان های پست که هیچ گونه احترام و اعتقادی به نظریاتت و روحیاتت ندارند . تصمیم گرفتم سرم را پایین بیندازم و کار خود خود خود خود خود خودم را کنم . تصمیم گرفتم که دیگر سوال نپرسم و پاسخ هایم را از منابع درست دریافت کنم . تصمیم گرفتم از هیچ کس کمک نحواهم و به طبع هم کمک کمتر کنم . تصمیم گرفتم که اول خودم و بعد خودم و بعد خودم و بعد خودم و بعد خودم و بعد خودم و درنهایت کسانی که اول برایشان من مطرح ام .

یاد گرفتم  همیشه تقصیر بقیه نیست که مرا نمی فهمند . تقصیر من است که قصد دارم به زور حرفم را وارد ذهنشان کنم . گاهی آدمها واقعا شرایط فهمیدن ما را ندارند . گاهی وقت ها ما شرایط فهمیدن نداریم . گاهی وقت ها زبان ها با یک دیگر یکسان نیست . تصمیم گرفتم وقت خودم را تلف نکنم و مهم ترین قسمتش وقت دیگران را تلف خودم نکنم .

در این دنیای امروز تصمیم گرفتم مثل کسانی باشم که هستند برایم .. و حال چرا اینجا نوشتم؟

صرفا نوشتن تجربیات شخصی است . شاید اگر کسی به شرایط من بود یادبگیرد خودش باشد و خودش زندگی کند . خودش سرش به خودش باشد و حواسش به خودش باشد . اگر احساس می کنید مخاطب این پست شمایید تنها سو تفاهم ذهن شماست . این پست مخاطب ندارد .. مخاطب پست کسانی هستند که قصد دارند از این تجربیات استفاده کنند نه مخاطبانی که در این متن بهشان اشاره شده .

چرتکه هایتان را بگذارید جلویتان .. وقتش رسیده ...

داری بزرگترین قدم موفقیتو برمیداری 🧡
ممنون
نمی دونم چقدر درسته یا غلط به نظرمن شما میل به کمک کردن به دیگران دارین و این خیلی خوبه اما شاید بیش از حد و نادرست این کار رو کردین..بالاخره از هر ده نفری که بهش کمک کردین هستند کسایی که قدر بدونن..حالا همونطور که تا قبل از این بی چشم داشت و با دل و جون به همه کمک کردین از این به بعد تصمیم گرفتین که گرگ باشین چون همه گرگن و اون میل به کمک کردنی که درونتون هست رو سرکوب کنید..به نظرم میانه این دو رفتار کردن خیلی بهتره..اینکه گفتین به ازای کمک کردن و کاری برای کسی انجام دادن هم مفت کار نمی کنید خیلی قدم خوبیه که برداشتین .چون به دیگران می فهمونه که برای خودتون ارزش قائلید اما بازم باید به کسایی که دارین وقت میذارید و براشون کاری انجام می دید فکر کنید تنها فکر به اینکه فرق نداره چه کسی باشه پولشو میگیرم بهش کمک می کنم حال آدم رو خوب نمی کنه چون دارید وقت و عمرتون رو پاش میذارید.
موفق باشین :)
اگر قرار باشه برای کمک کردن اندازه در نظر بگیریم پس کجاس انسانیتمون؟ کجاست اون عشقی که باید به هم نوع خودمون داشته باشیم . 
میدونم خیلی دارم آرمانی فکر می کنم اما اگر قرار باشه کسی به کمک من نیاز داشته باشه و من بشینم فکر کنم که قراره بهش کمک کنم یا نه یا چقدر باید کمک کنم که واقعا یه ایرادی توی فرهنگ انسانیمون و اخلاقیاتمون به وجود اومده . همین که ترس وجود داره که ممکنه آدما خوبی های ما رو با بدی هاشون جواب بدن یعنی اخلاقیات مرده .
توی این جامعه ای که زندگی می کنیم چیزی به اسم اخلاقیات دیگه وجود نداره . حس درندگی به همنوع داریم و داریم .. فاطمه عزیز نگو نه داریم
به شخصه خود من خیلی از انواعش رو دیدم . خود من هم دچارشم .
عصبانیت های من ناشی از اخلاق زشت بقیه هم خودش یه نمود از این درنده خو شدن ماست . اگر واقعا من مدعی اخلاقم اگر اون فرد به من بدی هم کرد باید با خوشرویی ازش فاصله بگیرم و باز کمک کنم چون انسانم
اما امروزه دیدم که این کمک ها در اصل داره خودم رو از بین می بره . پس کی به من کمک کنه . پس این بار اخلاقیات و انسانیات را در حق خودم روا داشتم و سعی کردم کمی هم به خودم برسم . کمی به خودم وقت بذارم . کمی خودم رو توسعه بدم و کارهایی کنم که واقعا دوستشون دارم . کارهایی کنم که ازشون لذت میبرم . چیزهایی رو ببینم و بخونم که واقعا حس نهاییم بهشون خوب باشه
آدما گرگ و بی مروت شدن . وقتی که یک کاری برای کسی می کنی و در ازایش هیچی نمی خواهی فکر می کنن احمقی و مفتی و بی ارزشی . هرگز با خودشان فکر نمی کنند که این شخص چقدر بزرگ بود که این کار را برای من انجام داد . همیشه حس می کنند که وظیفه ات شده . اما به تازگی تصمیم گرفتم هرکاری می کنم اول فاکتورش را برای فرد ارسال کنم . این دلیلش این نیست که من گرگ شدم . اما وقتش رسیده کمی هم به خودم برسم. کمی هم به خودم فکر کنم . کمی هم به خودم ببخشم . کمی هم برای خودم زحمت بکشم و انسانیت به خرج بدم
برای همین وقتم رو برای خودم و با آدمهایی میگذرونم که واقعا واقعا واقعا ارزشش رو داشته باشند !‌واقعا ارزشش رو داشته باشند .
ممنونم که نظر برام گداشتی و مرسی که لطف داری و پستمو خوندی . نظرت واقعا خوب بود و از قسمت هاییش استفاده کردم . اما فاطمه جان بیاییم قبول کنیم که وضعمون وحشتناک شده! بیاییم قبول کنیم که زباله شدیم . اول خودم این رو قبول می کنم!
تصمیم درستیست..
و راهنمای کاملی برای بقیه.. 
موفق و موید باشید. 
ممنونم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی


راستی این رو هم بگم که اینجا به جز آدرس خودش از آدرس زیر هم در دسترسه :
blog.hatefix.ir
لینک‌های مفید و دوستان
تبلیغات
کریتیو کامنز و حق نشر
Creative Commons License
Designed By Erfan Powered by Bayan