هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

نقاب

نقاب این روزها نقش بسزایی در زندگی من داشته . این روزها خیلی از نقاب استفاده می‌کنم . دقیقا نمی توانم به آدمها بگویم که چه ام شده؟

نقاب شادابی ام را می‌زنم و می‌نویسم . پادکست می‌سازم حتی اگر ۵ نفر شنونده داشته باشم . نظر می‌گیرم و اصلاحش میکنم .متهم می‌شوم به اینکه چشم انتظار معجزه ای هستم و نشسته ام و هیچ غلطی برای زندگی‌ام نمی‌کنم و در خودم می‌گویم این نیز بگذرد . برای جبران کردن فشارهایی که از اتفاقات مختلف بر من آمده دوندگی می‌کنم و تلاش می‌کنم . دنبال چیزی برای نوشتن در وبلاگم می‌گردم . اعتماد بنفس ام اجازه نمی‌دهد . می‌گویم مگر بلد کار هستی؟ مگر آیا تو چیزی برای انتقال بلدی؟ اما تلاشم را می‌کنم که بهتر باشم .  برای پادکست می‌نویسم . نقابم را میزنم و امید میگیرم و سفارش کارکتر می‌دهم برای برنامه های آتی که دارم و روزها را شب و شب را روز می‌کنم . نقاب بر صورت پادکست را ضبط می‌کنم و میکس میکنم . نقاب باید باشد که اشکم در پادکست در نیاید.  که عصبانی نشم . که دستانم نلرزد . که بگویم خیلی بی‌خیال این زندگی هستم  که ادای انسان های بداهه گو را دربیاورم و چنان کاغذهایم را یواشکی بهم بزنم که مبادا صدایش در میکروفون بپیچد . بگویم اشکال ندارد مهم این است که کار می‌کنی . ساعت ها وقت در شرکت مشغول زحمت فراوان باشم و سعی کنم ۱ را به دو تبدیل کنم . صد هم نکردم حداقل به دو تبدیل کنم . و باز متهم بشوم به اینکه من یک آدم منفی و ناامید ناله کن هستم و درونم بگوید .. این نیز بگذرد.

بگویم اشکال ندارد و سعی کنم برای خودم برنامه بریزم و کلی کتاب برای ادامه تحصیلاتی که مدتی است آنرا متوقف موقت کرده ام خریداری کنم و ساعت ها برای آنها وقت و انرژی بگذارم و خسته و خسته و خسته بشوم و باز متهم بشوم که هیچ کاری نمی‌کنم و کسی قرار نیست به من محبت حقیقی کند و ناله بس است و باز درونم بگوید این نیز بگذرد .

بدشانسی های مکرر را به سرنوشت بگذارم و با آنها مبارزه کنم و باز بر سرم بریزند و باز مبارزه کنم و باز متهم بشم که من منفی ها را جمع میکنم . من ایرادم . مشکل منم . مشکل منم که بیش از حد خوبم . مهربانم . احمق ام . ناله ام . خسته کننده ام . همین نقاب لعنتی فراموش می‌شود ! مشکل منم که فکر می‌کنم دیگران احمق هستند و باز درونم بگوید این نیز بگذرد .

تا کی باید این نیز بگذرد؟

نقابم را دو دستی می‌چسبم و در جریان های زنده دوستان ادای انسان های پرانرژی را در میاورم و از خنده های جعلی خودم خنده ام میگیرد .از اینکه ادا در می‌آورم خسته نشدم اما این نیز بگذرد .

وقتی قرار نیست دیده بشوی .. قرار نیست دیده بشوی . وقتی که خوبی تو طول موجی دارد که چشم انسان‌ها قابلیت دیدنشان را ندارد و بدی تو طول موجی دارد که کاملا مشهود توسط هر شخصی است محکوم هستی که در دلت بگویی این نیز بگذرد

نقاب خنده و انرژی و امیدم را می‌زنم . برای پست های بدی . اگر قراره مدت زیادی زنده نباشم ( صد سال زیاد نیست! ) ... پس سعی ام را برای دادن و بخشیدن و کار کردن میکنم .. حتی اگر مهم نباشم .. حتی اگر برای خودم و خودم و خودم باشم

اما دیگر شاید ... این آخرین درد دلم بود ..

جمله ی آخر امیدوار کننده‌ست :)

خیلی خیلی آخریه ؟

آره :)

با همه ی سختی ها ولی دارین بهتر و بهتر میشین :)

یه روزی هم میاین میگین تموم شد :) ، آی ام سو هپی نَو .

..........

نقاب چیز خوبی است

اره خیلی

از خوندنش یه احساس خیلی بد گرفتم خیلی خیلی خیلی بد

متاسفم

یجوری نوشتین انگار دیگه قرار نیست بنویسین؟! 

شاید اخرین درد دلتون بود؟! 

 

یجوری پر از ابهامه... پشتش پر معناست انگاری... 

امیدوارم روزهای روشن به روزهای زندگیتون بتابه... 

امید خوبه
ممنون

پادکست ها محیط زندگی خاص خودشون رو دارن و ممکنه خارج از محیط طبیعی زندگیشون زیاد دووم نیارن!منظورم پلتفرم هاییه که پادکست ها رو به اشتراک میذاره.

میدونم که احتمالا خودت بیشتر از من در این زمینه اطلاع داری، اما شاید بهتر باشه پادکست رو نه فقط توی وبلاگ، بلکه توی ناملیک، شنوتو و کست باکس هم منتشر کنی تا اینطوری مخاطبان بیشتری پیدا کنی و نقد های بیشتری بگیری و بتونی کارت رو بهتر کنی ...

مرسی سارای عزیز از نظرت
برنامه دارم بعد از اینکه قسمت بیستم اومد در این اپلیکیشن ها پادکست رو قرار بدم
ولی در حال حاضر فکر می کنم در گوگل پادکست و رادیوپابلیک و اسپاتیفای و کست باکس و آنکر هستم . یعنی توی خارجی ها بجز اپل پادکست هستم
توی ایرانی ها هم بزودی در  برنامه هست . اینطوری نیست که قرار نباشه پخش نکنم توی ایرانی ها
حتما این کار رو می کنم . تا بیست تا برنامه بریم بعد

فکر میکنم مهربونی شما را خیلی ها میبینند.

اغلب بنظرم میرسه پسرهای من هم حس و حال الان شما را دارند و من ناراحتم که هیچ کاری نمیتونم براشون انجام بدم.

آقا هاتف بنظرم میرسه که خیلی از خودتون توقع دارید.شما دارید درس میخونید,کار میکنید, در چندین شبکه اجتماعی فعالیت دارید,پادکست تولید میکنید,وبقیه کارهایی که من خبر ندارم.خیلی از خودتون کار میکشید.

ممنونم که احساس نگرانی دارین
مرسی
آره یک مدتی هست که تلاشم رو سه برابر کردم تا شاید فراموش کنم مشکلات رو و از طرفی متوجه‌اش نیستم که این همه کار نه تنها چیزی به اسم فراموشی رو سراغ نداره که بلکه اضافه می‌شه.
این مدت مجبورم حسابی تلاش کنم چون عمر داره می گذره و دوست دارم این روزهای عمر رو هرکار که ممکنه و خوبه انجام بدم 
برای همین تلاشم رو دوبرابر کردم و همین مساله هم باعث شده انرژیم واقعا کم شده ولی باز می‌جنگم .
اما وقتی که نتیجه نمیگیره ... خیلی خسته تر میشم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی


راستی این رو هم بگم که اینجا به جز آدرس خودش از آدرس زیر هم در دسترسه :
blog.hatefix.ir
لینک‌های مفید و دوستان
تبلیغات
کریتیو کامنز و حق نشر
Creative Commons License
Designed By Erfan Powered by Bayan