هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

میشه پرنده باشی ..

گاهی وقت ها خیلی از اتفاقات از زور بازومون قوی ترن و ما فقط باید قبولشون کنیم. اما اشتباه دقیقا همینجاست که قبول کردن این چنینی اصلا به آرامش نزدیک نیست . اینکه باید بگوییم همین است که هست . وقتی که زورمان نمی‌رسد باید تنها نگاهش کنیم، تحملش کنیم و به زندگی ادامه بدهیم. درست مثل مکالمه من و برادرم :)

من: بعدش میره دیوان عدالت اداری کل کشوره پدرسج !

برادر : laugh

برادر: چطوری می‌تونی انقدر خونسرد باشی؟

من: به نظرت چه کار می‌تونم بکنم؟

برادر: من بودم اصلا روانی می‌شدم .. اصلا نمی‌تونستم بفهمم محیطم چی میشه؟ قاطی میکردم!

من: اوهوم

برادر: چطوری اصلا می‌تونی بخندی؟ چرت و پرت بگی . چطوری اصلا به ماستت هم نیست!

من: خب انتظار داری چه کنم؟ شده! دیگه چه کار کنم؟ چه کاری می‌تونم کنم. حداقل با این دیوونه بازی می‌تونم تمرکز بیشتری داشته باشم که شاید بتونم درستش کنم .. گرچه درست نمیشه ...

برادر: آره .. شاید

اما حدس اینکه شاید گاهی وقت ها ما شل‌اش کردیم و گذاشتیم که بشه برای خیلی از آدم‌ها خیلی سخته . درست مثل بلاهایی که مدام سر من میاد . دیگر باید چه کرد؟ وقتی که می‌شود .. می‌شود . درست مثل خیلی از آدم‌ها که می‌شنون سرطان دارن،کارشون رو از دست دادن، پدر یا مادرشون فوت شدند، پولشان را از دست داده باشند، فرزندشان سقط شده باشد و هرچیز دیگه .  وقتی که پیش می‌آد دیگه پیش اومده . فقط باید سعی کنی که بپذیریش . قبول کنی که انتخاب شدی که این بلا یاچند بلا سرت بیاد . و باز به زندگی ادامه بدی. درست مثل چرخه طبیعت که مشابه چرخه های زندگی میشن . هر روز صبح خورشید از سمت شرق طلوع می‌کنه و وقتی که روز به پایان رسید از سمت مغرب می‌ره پایین و باز فردا صبح این چرخه ادامه پیدا می‌کنه و به ما یادآوری میکنه که ما هم باید بچرخیم و باید زندگی کنی . کفتارها و انسان ها و پلنگ ها و شیرها و ببرها غذاشون رو با خوردن مرغ و گاو و هرچیز دیگه تامین می‌کنند . و بعد میمیرند و به خاک می‌پیوندند و این خاک مجددا محصول ازش بیرون میاد و میشه دانه و برگ برای مرغ و گاو و گوسفند ! درست همین چرخه هم نشان می‌ده که زندگی باید کرد و زندگی باید کرد . قوی بودن و شجاع بودن نیست . شاید اوج ترس و ناامیدی‌ست . اما باید درنهایت زندگی کرد . ولو غمگین . باید غذا خورد . دستشویی  رفت . خوابید . بیدار شد . وسطها موسیقی گوش داد . کار کرد . لباس پوشید . شاید زنده بود . یا شاید هم زندگی کرد نمیدانم .

آره میشه پرنده باشی .. ولی رها نباشی .. میشه..

 

+ هزاروبیست و چهار رو دنبال می‌کنید؟

+ دوباره می‌افتم به جون فالو لیست‌ها و عزیزانی رو حذف می‌کنم :)

احساس می کنم سانسور کردی:| واقعا؟!!! ماست؟!!! توهین به هرچی جایز باشه ماست قضیش فرق میکنه:\

 

قبولش کن و ادامه بده. این شعار انیمه ی Kimetsu no Yaiba هستش. 

چه کار می کردم . عین کلام رو که نمیشه نقل کرد ..
ادامه که نه . میشه گف زنده بمون

یه جا خونده بودم خوشبختی پشت کوه های پذیرش است . یعنی بپذیری که زندگی همینه حالا که سرت ریخته و اتفاق افتاده دیگه به جای انکارش سعی کنی به نفع خودت تغییرش بدی یا هم باهاش بسازی . 

مکالمه ی شما و برادرتون حس مشابهی رو برام تداعی کرد ولی با این تفاوت که معمولا با تموم شدن مکالمه خیلی وقتها به حالت غمگینِ  خودم بر می گردم 

گاهی به نفع خود نمیشه تغییرش داد و تیکه پاره می کنه آدم رو .
ولی خب ..
من اونقدر غمگین شدم که دیگه از اون ورش دراومدم

میگن در زمانهای گذشته,یکنفر افتاده بود داخل چاه و کمکک میطلبید.رهگذری رد شد وو  گفت:صبر کن برم طناب بیارم نجاتت بدم.طرف گفت :صبر نککنم چه کنم؟

1024 را نمیتونم گگوش بدم.یکک تبلت قراضه دارم که بعد از یکی دوو دقیقه داغ میکنه.علاوه بر این دستم هم ا,نقدر حس نداره که تبلت ررا طولانی مدت نگهدارم.

ممنونم از اینکه هستید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی


راستی این رو هم بگم که اینجا به جز آدرس خودش از آدرس زیر هم در دسترسه :
blog.hatefix.ir
لینک‌های مفید و دوستان
تبلیغات
کریتیو کامنز و حق نشر
Creative Commons License
Designed By Erfan Powered by Bayan