هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

دیروز مرد ... امروز هم می‌میرد

هاتف دیروز یک دیوانه روانی بود که دلش می‌خواست کارهای بزرگ کند . خودش به خودش وعده می داد که روزی خواهد رسید که کار بزرگی خواهی کرد . هاتف دیروز جنگنده بود . ساز می‌زد . کد میزد و آرزوی یک روز بهتر همیشه توی سرش میچرخید . هاتف دیروز دلش می‌خواست خوشحال باشه . دلش می‌خواست ویدیو یوتیوب بسازه . دلش می‌خواست توی هر سوراخی چوب کنه . دلش می‌خواست یاد بگیره . امتحان کنه. هاتف دیروز آدم‌ها رو دوست داشت . هاتف دیروز مهربون بود . هاتف دیروز آدمی بود که اگر می‌خواست به هدفی برسه روزی ۱۰ ساعت براش می‌ذاشت . هاتف دیروز هاتفی بود که اگر از وبلاگ موفق می‌شدی بهش پیام میدادی انقدر باهات مهربون و خوب بود که انگار صد ساله همو می‌شناسین . هاتف دیروز می‌خندید و آهنگ‌های پرانرژی و شاد گوش میداد. هفته‌ای یه فیلم و می‌دید و سه تا کتاب رو می‌خوند. عصبانی میشد. تو وبلاگش حرف میزد . نقد می‌کرد . فحش میداد . ظلم رو قبول نمی کرد . توی روی همه وامیستاد . ذلت نمی‌پذیرفت . خودش اضافه خدمت می‌خورد ولی مرخصی کسی دیگه رو انجام میداد. حتی انقدر مهربون بود که برای خیلی‌ها خیرش می‌رسید . کمک می‌کرد و پول قرض میداد . دونیت می‌کرد . کادو میداد . در مورد هر موضوعی آدم‌ها رو ‌آگاه می‌کرد . سعی می‌کرد به علاوه دوست خوب ، منتور خوبی هم باشه . دل می‌خواست تغییر ایجاد کنه.

ولی هاتف امروز یه آدم آرومه. بیشتر مواقع غمگین و افسردست. بی انرژیه . امیدی به اینده نداره. بیخیال کارهای بزرگ شده. توی طول روز بیشتر از یک ساعت تمرکز نداره. شب‌ها نمی‌تونه بخوابه. تپش قلب داره و کاری نمی‌تونه کنه. دیگه ساز نمی‌زنه. دستش به کد نمی‌ره. آرزوهاش توی دلش مردن.  آرزوهای خیلی خیلی شخصیش هم که درونش دست نخورده موندن. هاتف امروز خوشحال نیست. دلش هم نمی‌خواد خوشحال باشه. هاتف امروز دلش می‌خواد وقتی بهش میگن روزی ۶۰۰ نفر راااحت دارن می‌میرن و یه سری حرومزاده انگار نه انگار که اینا آدمن ، دارن .... . هعی .. هاتف امروز عضبانی و متنفره . هاتف امروز دیگه مهربون نیست. پاچه میگیره . هاتف امروز دیگه داره پادکست و همین وبلاگشم به زور می‌نویسه. هاتف امروز دیگه دلش نمی‌خواد یاد بگیره . هاتف امروز فقط داره خودشو گول میزنه تا دوره‌ای کارهایی کنه و نمی‌تونه. هاتف امروز دیگه اصلا یاد هم نمی‌گیره. هاتف امروز دیگه هیچ کسی رو دوست نداره. هاتف امروز نمی‌تونه رو هدف هاش تمرکز کنه . ده ساعت بخوره تو سر عمه‌اش!  هاتف امروز شاید دوست داشته باشه با آدم‌ها حرف بزنه ولی دیگه انرژی قدیم رو نداره . هاتف امروز روزی دو بار بالا میاره و خون دماغ میشه. هاتف امروز راحت ظلم رو قبول می‌کنه و خفه خون میگیره. هاتف امروز ناامیدتر از هر روزیه . هاتف امروز فقط داره نقش بازی میکنه . باز هم نقش بازی میکنه. هاتف امروز لال شده.. هاتف امروز دیگه هیچ چیز براش مهم نیست. هاتف امروز حتی دیگه موزیک هم گوش نمی‌ده. هاتف امروز خشم درونی داره که اگر باز بشه جهان رو خراب می‌کنه. درون‌هاتف فقط تنفر ریشه زده. هاتف امروز شره و دیگه خیری نداره. هاتف امروز خودخواه شده و حالش از همه چی بهم میخوره .هاتف امروز عقده‌ای شده و گاهی دستاش می‌لرزه. هاتف امروز حتی شلوارش رو نمی‌تونه بالا بکشه .. تغییر و راهنمایی هیچ .. حتی از رفتن به خیابون و دیدن آدم‌ها حالم رو به هم میزنه!!!

من که باز از پست بعد نقابم رو می‌پوشم . خفه خون می‌گیرم  سعی می‌کنم دردهام رو بریزم تو خودم . سعی می‌کنم به این نفرت ادامه بدم .. ولی امیدوارم باعث و بانیش هر حرومزاده‌ای (و یا حرومزاده‌هایی..) بودن تقاصش رو پس بدن .. امیدوارم خورد شدنشون رو .. شکستنشون رو ..تحقیر شدنشون رو .. درد کشیدنشون رو .. مردنشونو .. درست همونطور که من رو کشتن .. ببینم!

حالم خوب نیست ... خیلی وقته ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی


راستی این رو هم بگم که اینجا به جز آدرس خودش از آدرس زیر هم در دسترسه :
blog.hatefix.ir
لینک‌های مفید و دوستان
تبلیغات
کریتیو کامنز و حق نشر
Creative Commons License
Designed By Erfan Powered by Bayan