یک روز فهمیدم که ماندنی را نتوان شد خلاص . یک روز فهمیدم رفتنی را هم نتوان به زور نگه داشت . اگر آن آدم بخواهد که بماند پس ماندنی و اگر هم بخواهد برود مسلما رفتنی‌ست . اما تهش من هستم که ثابت در جای خودم ایستاده‌ام . این آمدن‌ها و رفتن‌ها دیدم . پس با این حساب آدم‌ها چه برام باشن و چه برام نباشن فرقی به حال من نمی‌کنه ، من، من خودمم و سرجای خودم‌ هم ایستاده ام . چه باشن تنهام و چه نباشم تنهام . چه به دنبالشان بدوم تنهام و چه در تنهایی خودم بنشینم تنهام . وقتی که صرف تنهایی من بسته به این ذهنیت شخص روبروست که آیا بخواهد که بماند یا نخواهد که بماند پس اگر ماند توهم و رفت حقیقت تنهایی من و شماست . یعنی تنهایی ما تصمیم اوست و نه تصمیم ما  خودم را گول میزنم که تصمیم ماست و ولی تصمیم او هاست . تهش تنهایی کو؟ تنهاییست که با ماست .

بعد از گذشت مدت بسیار زیادی و دیدن پستی‌ها و بلندی‌هایی و داشتن چندین دوست و نداشتن هیچ دوستی فهمیدم که هیچ چیز ارزشش را واقعا ندارد . انسان واقعا دیگر ارزشش را ندارد . این ما نیستیم که رفتن را تصمیم می‌کنیم . در نهایت آیا تنهایی خوب است یا بد؟ وقتی که همیشه هست ، پس چه فرقی به حال من کند؟ خوب باشد یا بد باشد؟ خوب باشد که وقتی در خانه را باز می‌کنم سروصدای اضافی در محیط اتاقم نمی‌پیچد؟ کسی انتظارم را نمی‌کشد . اصلا شب نیایم . اصلا دو شب نیایم . اصلا بروم و روی میز شرکت بخوابم . در را که باز کنم باز خودم هستم و خودم . قرار نیست صدای بگوید دو روز است کدام گوری بوده‌ای . نیازی نیست وقتی که پیمانه برنج میریزم فکر کنم که شاید خورشتش را کسی بگذارد . خودم هستم و خودم . دیگر لیوان قهوه‌ای کثیف نمی‌شود که چون در این خانه نیست جز چای . گاهی شود که تنهایی با همین ظرف کثیف نشدن‌ها، دو پیمانه نشدن‌ها، میوه تمام نشدن ها ، از تخت افتادن‌ها، یک شیشه آب خنک گذاشتن‌ها، یک مسواک درون لیوان بودن کنارت می‌نشیند . چه اهمیتی دارد که خوب است یا بد . هست! چه اهمیتی دارد که اذیت می‌کند یا نمی‌کند وقتی که هست؟ چه اهمیتی دارد وقتی که بد باشد یا خوب تو در نتیجه معادلات تصمیمات دیگران برسیدی به این؟ چه دردی دوا می‌کند وقتی که حاصل تصمیم‌های بقیه باشد و چه خوب باشد چه بد؟

دلت خوش باشد که زندگی‌ات تک باشد ولی درد باشد! چه اهمیتی دارد که درد باشد؟ چه اهمیتی دارد که بد باشد؟ سرد باشد؟ آری سرد باشد! از تخت افتادن‌ها باشد! تنهایی چه بد باشد چه خوب باشد چشمان انتظار را نباشد ! وقتی که انتظار نباشد! انتظار رفته باشد و در کنار چشمانش نشسته باشد! تنهایی خوب است؟

یا خوب بد است؟ تنهایی قهوه سرد لیوان دوم است؟ یا هدفون در گوش است؟ هر لعنتی که هست ، هست! هر دردی که دارد هست! هر غم و اندوهی که دارد هست! هر راحتی که دارد هست! هست! هست!

چشم انتظاری هست ولی نیامدنی هست!

آری نیامدنی هست!