+ به دلیل طولانی شدن قسمت ۱۳ خوانش این متن از قسمت ۱۳ پادکست ۱۰۲۴ حذف شد

هرکسی که وبلاگ من رو مطالعه کند متوجه این بلاشک می‌شود که حتما پشت این وبلاگ یک عدد پسر که جلوی بیست تا لپ‌تاپ و صفحه‌نمایش نشسته و کارش نوشتن کد و از این قبیل چیزهاست و اصلا یه رب‌النوعی در زمینه کامپیوتره و مخصوصا کسانی که بیشتر من رو می‌شناسند از آنجایی که برای هر سوالی همیشه یک پاسخی دارم بیشتر این مساله رو دیدند (می‌دانم خیلی هندوانه زیر بغل خودم دادم) اما باید به عرض‌تان برسانم که هیچ کس گاد نیست!

علوم مختلف آنقدر گسترده و بزرگ هستند که ذهن آدمی مگر بتواند حتی به یک قطره از این دریای بیکران را نصیب خویش کند . در علوم کامپیوتر هم دقیقا همین است . یادم هست که زمان بسیار گذشته شبکه کار کرده بودم آن‌هم نه بعنوان یک متخصص که با همه چیز آشناست و قادر است هر ایکسی را به هر زد‌ ای متصل کند! بلکه به عنوان یک دستیار ساده در کنار یک متخصص شبکه . فقط برای تفریح و اینکه خودم را به چالش بکشم ( مانند گدایی که بعد‌ها در موردش خواهم نوشت ) . هرگز فکر نمی‌کردم این تجربه بسیار کوچیک و اطلاعات جسته گریخته‌ای که با خواندن مقالات و اخبارهای متعدد کسب کرده بودم به دادم برسد و من محل زندگیم رو شبکه کنم و بهش اینرنت بدم!

قضیه این بود که من باید موفق می‌شدم از یک دستگاهی که یک فیبر نوری داخلش رفته اینترنت سیم به ۲۰ واخد می‌دادم . در عین سادگی پیچیده‌های خاص خودش رو هم داشت. پس شروع کردم . ابتدا سیم Cat6 به مقدار ۲۰۰ متر خریداری کردیم . این سیم با نام کابل شبکه هم یاد می‌شه .داخل این سیم بزرگ یک قطعه پلاستیکه که سیم‌های کوچکتر رو از هم جدا می‌کند . چهار دسته سیتم دوتایی درونش وجود دارند که مجموعا می‌شوند هشت سیم نازک شبکه . سیم نارنجی با سیم نارنجی/سفید دور هم پیچیده شده‌اند . سیم سبز با سیم سبز/سفید و سیم آبی با سیم آبی/سفید و سیم قهوه‌ای با سیم سفید‌/قهوه‌ای به هم پیچیده شدند . کار من این بود که پریز شبکه به همه واحد‌ها بدهم و من شروع کردم . به کمک همکارم (چون من در کندکاری خونه و دریل و ابزار آلات افتضاح هستم) دیوارها رو سوراخ کردند و من هم مشغول متصل کردن سیم‌ها به سری هایشان شدم . درون جعبه پریز سری‌ای وجود داشت که می‌بایست این سیم‌ها درون آن جا خوش می‌کردند و سپس با فشار پرس می‌شدند درون این سری ها . با این تصویر بیشتر با قضیه آشنا خواهید شد . بعد از اینکه به سختی این سیم‌ها رو در اون شیارها جا میدادم باید به اون سری که قرار بود به جعبه پریز متصل بشه و اون پورت اتصال سیم شبکه عادی رو فراهم کنه فشار می‌دادم و پرس می‌کردم. به عنوان یک برنامه‌نویس میدونم که هروقت اشتباه کردم تا قبل از کامپایل می‌تونم اشتباهم رو برطرف کنم . حتی بعد از کامپایل هم باز می‌تونم . ولی در زمینه این شبکه کردن از گذشته می‌دونستم که هر بار اشتباه کنی باید مواد هدر بدی . برای مثال اگر جای سیم‌ها رو برعکس بزنی و بعد پرس کنی و بعد متوجه بشی اشتباه بوده راهی نیست. باید سیم رو از پشتش ببری و از اول با یک سری دیگه بسازیش . پس فرصت اشتباه نبود . کار حساس و استرس زا . از طرفی تجهیزات شبکه گرون هستند و اشتباه واقعا سخت برام بود . در نهایت توانستم ۲۰ تا پریز رو بسازم . بیست پورتی که قرار بود به بیست اتاق اینترنت بده . در نهایت به این تصویر شیک رسیدم .به همین سادگی اگر الان صاحب این اتاق سیم شبکه مودمش رو به زیر این پریز وصل کنه می‌تونه از اینترنت پرسرعت بهره ببره . سیم کشی تموم شده و همه سری ها به جعبه پریزها متصل شده بودند . تا اینکه من متوجه شدم اوه، همون قسمت پردردسر کار تازه فرا رسیده . زدن این سری‌ها. ما برای اینکه اینترنت رو میان بیست واحد تقسیم کنیم صاحب خانه من به منی اعتماد کرد که صرفا یک سری تجارب ساده از شبکه داشتم و یک شبکه کار حرفه‌ای نبودم . گرچه قبول کنیم از کمی اعتماد به نفس هم برخوردار بودم و استرس داشتم چون مدت زیادی بود که اصلا کار نکرده بودم . ما یک سویچ دی‌لینک حرفه‌ای خریده بودیم که تصویرش اینجاست . باید این بیست سیم از اون سر به سوکت‌های RJ45 متصل و پانچ می شد و اینجا هم باز فرصت اشتباه نبود ! اگر سیم‌ها اشتباه رد و پانج میشد تمام بود! و این شد که باید میرفتم بالای نردبان و مشغول می شدم و شدم . ساعت‌ها پاهایم خشک شده بود و از اینکه چرا شبکه اختراع شده مانند آن استاد بزرگوار قلم زن اصفهانی به این شغل شریف ارادت خودم رو ابراز می‌کردم . و در نهایت سیم‌های این شکلی (تصویر) از سوراخ های بسیار ریزی به ترتیب مخصوص خودشان رد شدند (تصویر) و بعد در نهایت من تمام کردم (تصویر) !

سویچ در محل مورد نظر نصب شد . اما بنده هر چقدر سعی کردم که به شبکه متصل بشوم و با اتصال سیم اصلی از این سویچ به کل شبکه اینترنت بدهم نشد! تحت هیچ شرایطی موفق به وارد شدن به تنظیمات سویچ نشدم! راه‌های متعددی که در سایت دی‌لینک نوشته شده بود را رفتم ولی به نتیجه ای نرسیدم . درنهایت اینترنت اصلی که با فیبر (کابل SFP ) وارد یک جعبه شده بود و از آن جعبه یک کابل Cat6 بیرون رفته و به یک مودم متصل شده بود ما هم با یک کابل شبکه آن مودم ساده را به این سویچ متصل و بعد ۲۰ اتاق را به این سویچ متصل کردیم . 

بعد تک تک اتاق‌ها را تست و به خودم از نصب این شبکه افتخار کردم چون به راحتی با سرعت ۲۰ مگابایت به من اینترنت می‌داد . به همین سادگی به همین خوشمزگی. بعد قرار نیست همه واحد‌ها از این اینترنت سیمی استفاده کنند اما من از الان استرس این را گرفتم که اگر تعداد استفاده کنندگان بالا بره باز ما با افت سرعت مواجه خواهیم شد و من واقعا ایده ای ندارم از اینکه چطور می‌تونم دو خط اینترنت رو اشتراک بذارم میان دو سری از اتاق‌ها. یعنی خط۱ اینترنت برای اتاق ۱ تا ۱۰ و خط ۲ اینترنت برای اتاق ۱۰ تا ۲۲ . فلذا فعلا همینطوری رهاش کردیم تا ببینیم که افراد سفارش دهنده چقدر می شوند . واقعا من هیچ چیزی بلد نیستم از این سویچ‌ها و هیچ حوره نتوانستم باهاشون کار کنم . حال ما یک مودم ساده داریم که به کلی چیزمیز وصله و بعد با یک لن به این سویچ وصله که قراره به حداقل ۷ اتاق نت بده . تجربه من از خروج من از پشت سیستم و کمی هم کار یدی با شبکه. اینکه باید وی‌لن ست کنم و هزار بدبختی دیگر در انتظارمه شکی ندارم . ولی خب اینکه چطور به این مودم وصل شم و نقشه شبکه رو چطور بکشم این دیگر در تخصص یک متخصص شبکه می‌باشد و بس . اگر تا به حال کار شبکه نکرده‌اید و در موردش ۰ هستید شاید این پست به دردتان بخورد. اگر متخصص شبکه هم که هستید چه بهتر چون شاید به درد من خوردید!

من ازتون واقعا کمک می‌خوام . اگر متخصص شبکه هستید و با این‌ها کار کردید خوشحال می‌شم باهم در تماس باشیم تا ازتون یاد بگیرم ( نه به عنوان شغل دزدی و اوستا شدن که من باب چالش و تجربه) . و در نهایت هر کاری بعد از سختی خودش، شیرینی خاص خودش رو داره .