امشب با تمامی شب‌هایی که زندگی کردم تفاوت داشت و داره . هنوز بیدارم . هنوز فکر می‌کنم . هنوز به هزارباره می‌پرسم چرا من؟ واقعا چرا من؟ واقعا چرا من؟ چقدر سخت و طاقت‌فرساست . امشب واقعا با هرشبی برای من تفاوت داشت . خصوصیت خاصی داشت . سختی‌هان که آدم رو میسازن ولی احساس می‌کنم که بیش از حد معمول ساخته شدم . درست مانند ساختمانی که انقدر در حال ساخته شدنه که داره آرام آرام ریزش می‌کنه . یک آدم چقدر می‌تونه ساخته شدن رو تحمل کنه .  شاید این حرفها را زده‌اند که کسانی که از شدت سختی پوستشان پاره می‌شود با این حرفها به خودشان وازلین امید بمالند و بگویند دارم ساخته می‌شوم و حتما حکمتی‌است . حداقل در یک موضوع سختی شاید جایز باشد و در همه موضوعات خسته کننده است . هر انسانی آستانه تحمل دارد . آستانه تحمل اصلا چیست؟ من وقتی فکر می‌کنم می‌بینم که خیلی وقته اصلا آستانه تحملی برای من وجود نداره یا آنقدر رد شده که دیده نمی‌شه .  صبر می‌کنم و میگم این نیز بگذرد ... و این نیز بگذرد

و خدمت شما عارضم که اینجا دیگر از پست‌هایی که سرشان به تنشان ارزش بدهد خبری نیست . تصمیم جدیدی که گرفتم بر آن است که منبعد اگر طرفدار پست‌های بدردبخور اینجانب هستید بزودی آدرس جدید رسمی را اعلام می‌کنم . زین پس اینجا پست‌های خصوصی از زندگی خودم و روزمره‌گی ‌ها و دغدغه‌های پیش پا افتاده‌ام خواهم نوشت. این تصمیم به علت پایین آمدن آمار بازدید و خصوصی‌تر شدن فضای وبلاگ گرفته شد و از این به بعد اینجا از آن پست‌های به درد بخور نوشته نخواهد شد . آدرس جدید (نوشته‌های وبلاگ) بزودی اعلام می‌شود . اینجا زین‌پس روز نوشته است .